![]() |
![]() |
|
| عشق الهی یکی از نابترین عشقهاست و عرفان و راه دل نزدیکترین راه آن |
|
سحر با من درآميزد كه برخيز زرافشان دختر زيباي خورشيد سبو چشمك زنان از گوشه طاق زمان گويد كه هان گر برنخيزي سحر با من درآميزد كه برخيز زرافشان دختر زيباي خورشيد
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رهبر ( ایلیا ) |
|
|
اگر خدا وجود داشته باشد ، می داند که درک بشر محدود است او همان است که این هرج و مرج را آفریده که در آن فقر هست ، حرص و تنهایی هست ، بدون شک او قصد خــِـیــر داشته اما نتیجه آن فاجعه آفرین بوده.
اگر خدا وجود داشته باشد ، در مورد موجوداتی که تصمیم میگیرند این زمین را زود تر ترک کنند ، بخشنده خواهد بود و شاید حتی از این که ما را وادار کرده وقتمان را آن جا بگذرانیم ، معذرت بخواهد " ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد " |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رهبر ( ایلیا ) |
|
|
گرگهاخوب بدانند، دراين ايل غريب
گرپدرمرد ،تفنگ پدري هست هنوز گرچه مردان قبيله همگي کشته شدند توي گهواره چوبي پسري هست هنوز
همیشه سبز می مانیم ./. ایران ما |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رهبر ( ایلیا ) |
|
|
به اوج رفت موج های تو که یاد باد اوج های تو کنون گر ز خنجری میان کتف خسته ات اگر که ایستاده ام و یا ز پا فتاده ام برای تو به راه تو شکسته ام برای تو به راه تو شکسته ام وطن وطن وطن تو سبزو جاودان بمان که من پرنده ای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو به دور دست مه گرفته پر گشوده ام وطن وطن وطن
تو سبزو جاودان بمان
تو سبزو جاودان بمان که من پرنده ای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو به دور دست مه گرفته پر گشوده ام وطن وطن وطن تو سبزو جاودان بمان
وطن ، وطن ، وطن نظر فکن به من که من به هر کجا غریبه و که زیر آسمان دیگری غنوده ام همیشه با تو بوده ام اگر که حال پرسیم تو نیک می شناسیم من از درون غصه ها و قصه ها بر آمدم
تقدیم به آنان که وطن را با راستی و پاکی می سازند ./. |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رهبر ( ایلیا ) |
|
|
این مطالبو تقدیم می کنم به دوستی که خیلی دوستش دارم. برات آرزوی خوشبختی دارم. مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می روند ، خطرناک تر می گردد. دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد، چو کس با زبان دلم آشنا نیست حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفت دارد هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود آیا در این دنیا کسی هست بفهمد عشق تنها کار بی چرای عالم است ، چه ، آفرینش بدان پایان می گیرد. چه امید بندم در این زندگانی من چیستم؟ |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رهبر ( ایلیا ) |
|
|
بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره
بدترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه بدترين درد اينم نيست كه عاشق يكي باشي و اون ندونه بدترين درد اين است يكي بميره . بعد از مرگش بفهمي كه دوستت داشته
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رهبر ( ایلیا ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رهبر ( ایلیا ) |
|
|
کسی غیر از تو نمونده اگه حتی دیگه نیستی همه جا بوی تو جاری خودت اما دیگه نیستی نیستی اما مونده عشقت توی غربت شبونه میونه رنگین کمونه خاطراته عاشقونه می شکنم بی تو و نیستی به سراغم نمی آیی که ببینی بی تو می میرمو نیستی |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رهبر ( ایلیا ) |
|
|
ای ساربان ای کاروان لیلای من کجا می بری با بردن لیلای من جان و دل مرا می بری ای ساربان کجا میروی لیلای من چرا می بری در بستن پیمان ما تنها گواه ما شد خدا تا این جهان برپا بود این عشق ما بماند به جا ای ساربان کجا میروی لیلای من چرا می بری ای ساربان کجا میروی لیلای من چرا می بری تمامیه دینم به دنیای فانی شراره ی عشقی که شد زندگانی به یاد یاری خوشا قطره اشکی به سوزه عشقی خوشا زنده یادی همیشه خدایا محبت دلها به دلها بماند به سان دل ما که لیلی و مجنوم فسانه شوند حکایت ما جاودانه شود تو اکنون زعشقم گریزانی غمم را ز چشمم نمی خوانی از این غم چه حالم نمی دانی پس از تو نمونم برای خدا تو مرگ دلم رو ببین و برو چو طوفانٍ سختی ز شاخه غم گل هستیم را بچین و برو که هستم من آن تک درختی که در پای طوفان نشسته همه شاخه های وجوداش ز خشم طبیعت شکسته اس ساربان ای کاروان لیلای من کجا می بری با بردن لیلای من جان و دل مرا می بری ای ساربان کجا میروی لیلای من چرا می بری ای ساربان کجا میروی لیلای من چرا می بری
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رهبر ( ایلیا ) |
|
|
در زمستانی سرد با دلی رفته ز دست زیر لب می خوانم : کاش می شد به تو گفت که تو تنها سخن و شعر منی تو نرو، دور نشو از بر من، تو بمان تا که نمیرد دل من |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رهبر ( ایلیا ) |
|
|
( نوری تا ابدیت ( دوستت دارم ) ) (the words I Love You (A Light For Eternity
تقدیم به شما
کسانی هستند که فکر می کنند عشق برای همهء عمر تضمین می شود و اینگونه می آید، اما ما با مشاهده اطرافیانمان می دانیم که همیشه اینگونه نخواهد بود این ساده ترینِ چیزهاست که عشق در میان یک پدر و یک پسر وجود داشته باشد، اما آنگاه که می خواهد (پدر و پسر) سعی کنند که با هم صحبت کنند، خنجرها را از قبل از پیش بسته اند (و نمی توانند به هم عشق بورزند)
و این من بودم، و من آن نوری که تا ابدیت می تابد را دیده ام، چرا که آموخته ام که بگویم “دوستت می دارم” را
قلب های بسیاری در طی زمان شکسته شده اند، و آغوش های زیادی هنوز برای آن راز پایانی بازند ما می بایست برای دیگران و به آنچیزی که اعتقادشان هست، احترام بگذاریم و آن کسی که بر بالای صلیب مُرد (عیسی مسیح)، او برای من ارزشمند و یگانه است و او گفت: “با من بیایید و خواهید دید آن نوری را که تا ابدیت می تابد، قوی باشید و بیاموزید که بگویید “دوستت می دارم” را”And this endless road that we are on just keeps on going round, و این راه بی پایانی را که بر آن هستیم، تنها به پیش می رود اما تنها یک مقصد است که همیشه می توان یافتSo come with me, and you will see the light that shines for eternity, پس با من بیایید، و خواهید دید آن نوری را که تا ابدیت می تابد، قوی باشید و بیاموزید که بگویید “دوستت می دارم” را، “دوستت می دارم” را |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رهبر ( ایلیا ) |
|
|
دلتنگی آدمی را باد ترانه ای می خواند آرزوهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند سکوت سکوت سرشار از سخنان ناگفته است اعتراف به عشق های نهان و حرفهای بر زبان نیامده در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من !!! |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رهبر ( ایلیا ) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
.جوانمردا قرآن را در چندین هزار
حجاب به خلق فرستادند؛ اگر جلالت نقطۀ بای بسم الله بر عرش آمدی یا بر آسمانها و زمینها، در حال، پست و گداخته شدندی. کار بی چرا عشق تنها کار بی چرای عالم است چه آفرینش بدان پایان می گیرد . معشوق من چنان لطیف است که خود را به (( بودن )) نیالوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
سایت احسان شریعتی سایت دکتر شریعتی سایت احمد شاملو سایت سهراب سپهری سایت فروغ فرخزاد سایت فریدون مشیری آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|